X
تبلیغات
رایتل


























بانوی شرقی

سلام

یکی از دوستای خوبم این شعرها رو توی قسمت نظرات برام گذاشته بود که خیلی ازش تشکر می کنم...

سر راه بر پُل نوشتم یاسمین

روی برگِ گل نوشتم یاسمین

بر تن خورشید و ماه و کهکشان

چون نشانی از تو دیدَم، یاسمین

 

اسم تو ترانه وار نوشته شد

شعر من دیوانه ی نام تو شد

من به او حسادتم شد که چرا

شعر من هم تشنه ی کام ِتو شد

 

یاسمین گل پیش تو خار میشود

شاغل از عشق ِ تو بیکار میشود

انتظار و انتظار و انتظار

مُنزَوی در خانه بیمار میشود

 

بی تو ای طبیبِ درمان های من

ثانیه در انتظار سال میشود

با خُلوص ِ دِل نیَت کردم، بگو

چه نصیبِ صاحِبِ فال میشود؟

YYY

من مرغ آتشم

می سوزم از شراره این عشق سرکشم

چون سوخت پیکرم

چون شعله های سرکش جانم فرو نشست

آنگاه باز از دل خاکستر

بار دگر تولد من

آغاز می شود

و من دوباره زندگیم را

آغاز می کنم

پر باز می کنم

پرواز می کنم

نوشته شده در سه‌شنبه 6 شهریور‌ماه سال 1386ساعت 06:53 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 8 نظر|

Design By : Night Melody