X
تبلیغات
رایتل


























بانوی شرقی

زندگی روزانه ما سرشار از فراز و نشیب هایی است که موجب نوسان روحیه ما می شود. رویدادها زمانی ما را غمگین و ناراحت کرده و گاهی باعث شادی ما می گردد. جمله معروفی است که : اغلب مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستند که انتظارش را دارند . در واقع آنچه که در زندگی ما رخ می دهد آنقدرها تعیین کننده شادی ما نیست بلکه بیشتر، نوع واکنش ما به رخدادهاست که نقش تعیین کننده دارد . از آن جایی که انسان افکار و اندیشه های خود را برمی گزیند الزاماً تعیین کننده میزان شادی های خویش است .

تحقیقات نشان داده اند که خنده نه تنها سبب نشاط افراد می گردد بلکه سلامت آنها را نیز تضمین می کند . خنده سیستم ایمنی بدن را مقاوم ساخته و توانایی بدن را در مبارزه با عفونت افزایش می دهد . از طرفی سبب کاهش سطح هورمونهای استرس زا شده و از تأثیر گذاری آنها بر روی سیستم ایمنی بدن جلوگیری می کند. خنده باعث افزایش ترشح اندورفین از مغز می شود، ماده ای که نقش تسکین دهنده را در دردها و رنج های ما دارد . ترشح اندورفین علاوه بر افزایش توان ما در برابر مقاومت در مواجهه با استرس ها و ناراحتی ها موجب افزایش بازدهی سیستم تنفسی ما می شود و تأثیر آن درست مثل زمانی است که به ورزش دو پرداخته ایم . هنر شاد بودن مستلزم توانایی خندیدن به مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن پس از وقوع آنهاست . اگر دقت کنید می بینید که کودکان بطور طبیعی و بدون توجه به اطراف و یا احساس خجالت تقریباً به همه چیز می خندند. گویی می دانند که خندیدن ، آنها را سالم و متعادل نگه می دارد.

برای شاد بودن باید بر افکار شاد متمرکز شویم. هر چند ما غالباً برعکس عمل می کنیم. یعنی تعریف ها و تمجیدها را ناشنیده می گیریم و حرف های ناخوشایند را مدتها در ذهن نگه می داریم . لازمه شاد زیستن جستجوی زیبایی ها و خوبی هاست . یکی زیبایی منظره را می بیند و دیگری کثیفی پنجره را . گاهی می توانیم در مواجهه با استرس های محیطی با رفتارهایی مانند صحبت های خنده دار، علاوه بر کاهش استرس ، محیط را برای بررسی مشکل واقعی و پیدا کردن راه حل مهیا کنیم . راه دیگر این است که سعی کنیم همیشه لبخند به لب داشته باشیم ، هر چند طرف مقابل ما اخمو باشد! شما برای شاد زیستن چه می کنید؟

 

نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 06:30 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 9 نظر|

هفت ، از ترکیب دو عدد سه و چهار ایجاد شده است که بنابر حکمت فیثاغورثی و زمانی بسیار دورتر از آن ، اعدادی خوش یمن شناخته میشدند . به عقیده بابلیان ، مصریان و تمدنهای باستانی دیگر ، به وجود ۷ سیاره مقدس اعتقاد داشتند . در زبان عبری لغت قسم خوردن ، به طور تحت اللفظی به معنای قرار گرفتن تحت نیروی ۷ چیز است که برگرفته از هفت میشی است که در پیمان میان ابراهیم نبی و ابی ملک در بیرشیبا به آن اشاره شده است . هرودوت نیز به یک قسم عربی اشاره کرده که در آن هفت سنگ به خون آغشته میشوند . آفرینش جهان در هفت روز انجام شده ، هفته هفت روز دارد ، هفت حسن خداداد ، هفت گناه کبیره ، هفت مرحله در زندگی انسان ، هفت طبقه بهشت و جهنم و مثالهای بیشمار دیگری در میان ادیان ، ملل و اعصار مختلف از جمله مصادیق حضور جادویی عدد ۷ در زندگی و مرگ انسانها هستند  .

تعدادی از مشهورترین ۷ های جهان از این قرارند :

هفت طبقه بهشت :

بر اساس آیات قرآن و مفسران احادیث ، بالاترین درجه سعادت معنوی ، ورود به طبقه هفتم بهشت است . مسلمانان به وجود هفت طبقه یا مرحله آمرزش و بهشتی شدن اعتقاد دارند . این طبقات هفتگانه همانهایی هستند که حضرت محمد ( ص ) در شب معراج خود سوار بر “ براق ” آنها را طی نموده است  .

 

هفت گناه کبیره :

هفت گناه کبیره ، گناهانی هستند که در زمان تاریخ بسیار قدیم رهبانیت مسیحی مشخص شده و در قرن ششم میلادی توسط پاپ گرگوری اول یا گرگوری کبیر در یک دسته قرار گرفته اند . این گناهان عبارتند از : تکبر ، طمعکاری ، شهوت – در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی ، حسادت ، شکم پرستی که معمولا مستی نیز در آن منظور میشود و تنبلی . هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه ها ، نمایشنامه های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده است .

 

هفت کلمه آخر :

هفت کلمه آخر ، به آخرین جمله حضرت عیسی بر صلیب اشاره دارد . این کلمات از این قرارند: " خدای من ، چرا مرا به خود واگذاشتی ؟"

 

هفت علم انسانی ( علوم سبعه ) :

طبقه بندی آزاد موضوعاتی که از قرن پنجم میلادی به بعد ، دربرگیرنده برنامه آموزشی غرب در قرون وسطا بود . به نظر میرسد که نام “ علوم انسانی ” برگرفته از رساله “ سیاست ” ارسطو باشد که در آن از “ شاخه هایی از دانش که شایسته انسان آزاد است ” ، یعنی دانش اولیه ای که برای یک شهروند با تحصیلات مناسب لازم است ، سخن گفته است . این علوم عبارتند از علوم سه گانه : دستور زبان ( ادبیات ) ، علم بیان و دیالکتیک ( مباحثه و مکالمه ) و علوم چهارگانه که پیشرفته تر بوده و از این قرارند : حساب ، هندسه ، موسیقی و نجوم .

عجایب هفتگانه طبیعی :

کوه اورست در مرز نپال و چین ، آبشار ویکتوریا در آفریقا ، گرند کنیون  Grand Canyonآمریکا ، ساحل مرجان بزرگ استرالیا ، سپیده دم شمالی قطب شمال ، آتشفشان پاریکوتین  Paricutinدر مکزیک و بندر ریو دوژانیرو برزیل

 

هفت مرد فرزانه :

نامی که در سنت یونانی به هفت تن از سیاستمداران ، قانونگذاران و فیلسوفان قرن ۷ و ۶ قبل از میلاد داده شد.  این فرزانگان عبارتند از : سولون قانون گذار یونانی ، تالس فیلسوف اهل میلتوس ، پیتاکوس فرمانده نظامی اهل میتیلن ، کلئوبولوس فیلسوف اهل رودس ، شیلون اسپارتی از ناظران شاه ، بیاس فرزانه ترین هفت فرزانه ، اهل پری ین و پریاندر حاکم مستبد کورنتی .

 

هفت دریا :

شامل دریاهای قطب شمال و قطب جنوب ، اقیانوس آرام شمالی و جنوبی ، اقیانوس اطلس شمالی و جنوبی و اقیانوس هند .

 

هفت حس :

بر اساس تعلیمات باستانی ، روح انسان یا “ بدن مقدس درون ” او مرکب از هفت خاصیت است که هر یک تحت تاثیر یکی از سیارات هفتگانه اند . آتش موجب زندگی ، خاک به وجود آورنده توانایی احساس کردن ، آب موجب قدرت بیان ، هوا حس چشایی ، مه موجد حس بینایی ، گلها به وجود آورنده حس شنوایی و باد جنوب به وجود آورنده حس بویایی هستند .

 

هفتمین پسر از هفتمین پسر :

همانطور که گفتیم ، هفت جادویی ترین اعداد است و در معرفت قومی ، هفتمین فرزند پسر از هفتمین پسر یک خانواده با نیروهای قدرتمند جادویی و شفا دهندگی متولد میشود . او پیشگو است و میتواند طلسمهای قدرتمندی را اجرا کند و میتواند با نهادندست خود بر بدن افراد رنجور ، آنان را شفا دهد  .

 

عجایب هفتگانه قرون وسطی :

۱)  آمفی تئاتر روم ، ۲)  کاتاکومبهای ( سرداب ) اسکندریه ، مصر ۳) دیوار بزرگ چین ۴) استون هنج در ویلتشایر انگلستان ۵) برج کج پیزا ۶) برج چینی ( از جنس چینی ) نانکینگ ، چین ۷) مسجد ایا صوفیه در استانبول

 

http://www.adat.blogsky.com

نوشته شده در پنج‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 06:10 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 16 نظر|

مدت زیادی از تولد برادر سکی کوچولو نگذشته بود . سکی مدام اصرار می کرد به پدر و مادرش که با نوزاد جدید تنهایش بگذارند
پدر و مادر می ترسیدند سکی هم مثل بیشتر بچه های چهار پنج ساله به برادرش حسودی کند و بخواهد به او آسیبی برساند . این بود که جوابشان همیشه نه بود . اما در رفتار سکی هیچ نشانی از حسادت دیده نمی شد ، با نوزاد مهربان بود و اصرارش هم برای تنها ماندن با او روز به روز بیشتر می شد ،‌ بالاخره پدر و مادرش تصمیم گرفتند موافقت کنند .
سکی با خوشحالی به اتاق نوزاد رفت و در را پشت سرش بست . امالای در باز مانده بود و پدر و مادر کنجکاوش می توانستند مخفیانه نگاه کنند و بشنوند . آنها سکی کوچولو را دیدند که آهسته به طرف برادر کوچکترش رفت. صورتش را روی صورت او گذاشت و به آرامی گفت : نی نی کوچولو ، به من بگو خدا چه جوریه ؟ من داره یادم میره !
آن میلمن

http://www.bide-majnoon2.blogfa.com

--------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:

این وبلاگ من و شادیه!

پت و مت  وبلاگ من و شادی !

نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 06:59 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 9 نظر|

راز آمدن

...بیش از یک ساعت به آمدنم نمانده بود. شادمانی توام با اضطرابی در چهره ی همه ی کسانی که برای آمدنم لحظه شماری می کردند موج می زد! گویا همه چیز از قبل مهیا شده بود. در میان جمعی که انتظارم را می کشیدند زنی بر خود می پیچید و از شدت درد فریاد می کشید ! او هم از آمدنم خوشحال بود ولی درد جانکاه امانش را گرفته بود به گونه ای که حتی نمی توانست برای لحظه ای هم که شده خوشحالی اش را ابراز کند...

دقایقی پس از آمدنم آن زن نفس راحتی کشید و به خواب عمیقی فرو رفت ! لحظه ای بعد چشمانش را گشود و از پرستاری که در کنار تختش ایستاده بود پرسید: او کجاست؟! پاره ی تنم کجاست؟!  عزیز دلم کجاست؟!

پرستار با لبخند رضایت جواب داد: کنار بسترت راحت خوابیده است!

راز آغوش

لبخد ملیحی بر لبان آن زن نقش بست و با احساس گرم گفت:« می خواهم او را ببینم» پرستار به سراغ من آمد.مرا با دستان پر احساس خود در بغل گرفت و سپس با تانی به آن زن سپرد! آن زن مرا گرفت و چنان در آغوش کشید که صدای «پوم-تاک» قلبش را شنیدم احساس عجیبی به من دست داد. اندکی بعد، آن زن با محبتی وصف ناپذیر ،شیره ی جانش را به کامم ریخت. این جا بود که دریافتم جسم و جانم هم زمان به تغذیه نیاز دارند! در حالی که احساس آرامش می کردم آن زن با صدایی گرم و دلنشین گفت: «نوش جانت مادر!»

راز آشنایی

آری ! کلمه ی مادر  راز آشنایی من با آن زن مهربان بود. زیرا این اولین باری بود که دریافتم او مادر و غمخوار من است. لحظه ای بعد مردی به سراغم آمد. او هم چهره ای بشاش و لبانی خندان اشت. مرا از مادر گرفت و بوسه ای گرم بر گونه ام نشاند و سپس مرا به آرامی به قلب خود نزدیک ساخت و با لحنی ارام و دلنشین گفت: «پدر فدای تو!» در همین لحظه بود که دریافتم آن مرد مهربان هم پدر من است!...

برگرفته از کتاب : راز یک علمه راز - محمد علی رضائیان

 

پ.ن

 

1- از مادر خوبم به خاطر هدیه ای که امسال بهم داد ممنونم ، واقعا غافلگیرم کردی مامان!

2- پگاه جون حالا دیگه هدیه ای که من قبلا واسه ملت می خریدم برا من می خری؟ دیگه هم داداشتو به خاطر اینکه می خواد لو بده چی واسم خریدی دعوا نکن! البته من که هنوز اون سنگ پا رو ندیدم  !

3- شادی خانوم به خاطر کادویی که با هم رفتیم و برام خریدی و هنوز بهم ندادیش ازت ممنونم!

4- صبا جون یه موقع به خودت زحمت کادو خریدن ندی ها! از داداش گلمون یاد بگیر!

5- الهه جون! جلو تر گفته باشم من شیرینی تولدم و قبولی کنکور رو با هم دادم!تو که می دونی من و شادی چقدر اقتصادی هستیم!

6- ۱۹ عدد مقدسیه- 19 مرداد  تولد ۱۹ سالگیم مبارک!

نوشته شده در پنج‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 06:21 ب.ظ توسط بانوی شرقی| 21 نظر|

 

سالها پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم یه ازدواج گرفت با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند .

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم .

روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای می دهم ، کسی که بتواند در عرض 6 ماه زیباترین گل را برای من بیاورد ، ملکه آینده چین می شود .

دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت .

سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه گلکاری را به او آمیختند ، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید

روز ملاقات فرا رسید ، دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود .

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است . شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : گل صداقت

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود .

پائولو کوئلیو

نوشته شده در یکشنبه 14 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 07:01 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 11 نظر|

آدم

 

تارهای صوتی خود را

 

شانه می زد

 

و با لحن عجیبی،گفت:

 

سیب!

 

و این آغاز یک فریب بود......

 

                                               

 http://koochechakavak.blogfa.com

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه 9 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 05:34 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 25 نظر|

 

فروردین: نیروی پیشرفت

اردیبهشت: بهترین راستی و پاکی

خرداد :تندرستی

تیر: ستاره ی تیر(ستاره باران)

مرداد: جاویدانی

شهریور: شهریاری نیرومند

مهر: دوستی

آبان: آب ها

آذر: آتش

دی: آفریدگار

بهمن: اندیشه ی نیک

اسفند: فروتنی و مهر پاک

نوشته شده در سه‌شنبه 2 مرداد‌ماه سال 1386ساعت 11:38 ق.ظ توسط بانوی شرقی| 16 نظر|

Design By : Night Melody