*دیروز تصمیم گرفتم بعد از خوردن سحری ، نخوابم .هم به این خاطر که با معده پر نخوابیده باشم و هم درس خوانده باشم و خودم را برای امتحانات ترم تابستان آماده کنم. آن لحضات همه چیز برایم خواب را تداعی می کرد. اول که مجبور بودم بین پلک هام چوب کبریت بگذارم تا باز بمانند. چون هر پلکی که می زدم ، دلم نمی خواست چشم هایم را باز کنم. کلمات کتاب جلوی چشم هایم ر÷ه می رفتند. و به ازای هر خطی که می خواندم ، دقایقی به گوشه اتاق خیره می شدم. صدای تیک و تاک ساعت برایم حکم لالایی را داشت. آخر سر هم کتاب را به گوشه ای پرتاب کردم و برای این که حداقل غذایم هضم شود شروع کردم طول و عرض اتاق را راه رفتن. این وضعیت تا ساعت 6 صبح بیشتر دوام نداشت و بعد از آن تا ساعت 12 خوابیدم!!!
** فیلمی شبکه یک میگذارد به اسم در مسیر زاینده رود. توی این فیلم خیلی تابلو ادای لهجه اصفهانی را در می آورند. زن فرهاد که فقط حروف "ج" و "چ" را غلیظ ادا می کند. آقای سماوتی هم فکر می کند فقط باید حرف فتحه را کسره و ضمه را "او" ادا کند. به هر حال حالمان از حرف زدنشان به هم می خورد.
درود
وبگاه جامعه باز به روز است:
خوانش چهارم از سلسله مباحث جامعه شناسی سیاسی
"ظهورفاشیسم نو در بطن دولت مدرن ایران"
راستی عکس هایت را کجا آپلود می کنی؟
بلاگ اسکای فضای رایگان برای آپلود فایل در اختیار کاربران گذاشته
سلام.می خوام یه بمب خنده بترکونم......پایه ای؟؟
اگه میخوای اعصابتهمیشه آروم باشهو عمری طولانی داشته باشی ُ ازدیدن سریالهای مزخرف تلویزیون ما منصرف شو...
دیگه خود دانی
سلام. الهی خوب بیدار موندی ولی تا ۱۲ که جبران کردی
اره منم موافقم خیلی خراب حرف می زنن من نگاه نکردم دیگه یه جورای فیلم نامشو دوس ندارم.
سلام
علیک سلام!
سلام بانوی شرقی.
وبلاگت خیلی attractive هست مخصوصا با اون بخش درباره ی وبلاگ که اینقدر خوب در مورد خودت توضیح دادی.
موفق باشی ع ز ی زم
قرار نبود کم کار بشی ... نکنه روزه داری ضعیفت کرده .
خب اگه اذیت میشی روزه نگیر عزیزکم!
یادمه دبیرستان همین کا رو میکردم
اون موقع زمستون بود و تا میومدم بخوابم باید میرفتم مدرسه