سلام یکی از دوستای خوبم این شعرها رو توی قسمت نظرات برام گذاشته بود که خیلی ازش تشکر می کنم... سر راه بر پُل نوشتم یاسمین روی برگِ گل نوشتم یاسمین بر تن خورشید و ماه و کهکشان چون نشانی از تو دیدَم، یاسمین اسم تو ترانه وار نوشته شد شعر من دیوانه ی نام تو شد من به او حسادتم شد که چرا شعر من هم تشنه ی کام ِتو شد یاسمین گل پیش تو خار میشود شاغل از عشق ِ تو بیکار میشود انتظار و انتظار و انتظار مُنزَوی در خانه بیمار میشود بی تو ای طبیبِ درمان های من ثانیه در انتظار سال میشود با خُلوص ِ دِل نیَت کردم، بگو چه نصیبِ صاحِبِ فال میشود؟ YYY من مرغ آتشم می سوزم از شراره این عشق سرکشم چون سوخت پیکرم چون شعله های سرکش جانم فرو نشست آنگاه باز از دل خاکستر بار دگر تولد من آغاز می شود و من دوباره زندگیم را آغاز می کنم پر باز می کنم پرواز می کنم |