X
تبلیغات
رایتل


























بانوی شرقی

 

خدا دو تا خسیس رو جفت نکنه!

 یه روز من و شادی کلاس داشتیم و هر چی توی استگاه اتوبوس ایستادیم اتوبوس نمی یومد ما هم دیرمون شده بود و از اون جایی که هر دوتامون خسیس تشریف داریم دلمون نمی یومد با تاکسی بریم (بنزین هم که سهمیه بندی شده ، دیگه بدتر)

مجبور شدیم پیاده گز کنیم .

خلاصه بعد از این که کلاسمون تموم شد، هر دو داشتیم از تشنگی و گرما می مردیم ولی هیچ کدوم دلمون نمی یومد اون یکی رو یه بستنی مهمون کنیم! برای برگشتن هم با اتوبوس اومدیم ولی هیچ کدوم دلمون نمی یومد بلیط اون یکی رو حساب کنیم(نیست هر روز کلاس داریم به همین خاطر اگه بخواهیم بلیط اون یکی رو حساب کنیم ور شکست می شیم!)

یه کافی نت داریم که به ازای هر 8 ساعت اینترتنی که اون جا استفاده می کنیم، یک ساعت رایگان در اختیار ما قرار می ده ، فکر نکنم کسی فیش ها ی کافی نت رو جمع کنه ، اصلا فکر نکنم ملت روشون بشه که یک ساعت مجانی برن اینترنت استفاده کنن! کلاسشون می یاد پایین!اما  از اون جایی که من و شادی دنده پهن و  مفت خور هم هستیم ، فکر کنم فقط ما فیش ها رو جمع می کنیم و می ریم اینترنت رایگان استفاده می کنیم!

فکر کنم که دیگه مدیر کافی نت همین روز هاست از دست ما ور شکست بشه و جل و پلاسش رو جمع کنه و بره یه جای دور!!!!! اون وقته که من و شادی بگیم خداحافظ دوران مفت خوری و دق کنیم!!(شادی بیشترمی میره!!!)

شادی می گه: اهل خونه می دونن من خسیسم به همین خاطر منو شکنجه ی روحی می دن ! پول می ذارن توی کیفم من هم ذوق می کنم که بابام برام  پول گذاشته اما بعد میان پول رو ازم می گیرن!

داداش من هم از خساستم سوء استفاده می کنه، به من می گه یاسی تو به من 2000 تومن بدهکاری هرچی می گم نه ، هی اصرار می کنه و می زنه توی سر و صورت خودش و میگه خدا از روی زمین برت داره که پول من رو نمی دی!!! من هم اعصابم خرد می شه و می گم باشه من بهت بدهکارم اما اون قدر تا حالا بهت پول دادم که این 2000 تومن در برابرش هیچیه. اون وقته که همه ی اهل خونه با چشم های گشاد شده و دهانی که از روی تعجب 40 گز بازشده، به من نگاه می کنن و  این جاست که داداشم بهم میگه تو  یه بار100 تومن هم به من ندادی برم یه بستنی بخرم !!!!!!!

یه چیزی، این صبا که از من و شادی هم خسیس تره !!! دلش نمی یاد 1 ثانیه اینترنت به آدم بده!!! بهش می گی پول داری به من قرض بدی؟ می گه: نه، می گم :بگو دارم و نمی خوام بدم، می گه: آخه قرض های تو بلا عوضه!!!

تازه این  برای یه خسیس و مفت خور، مثل من لذت بخشه که یه بار اشتباهی یه ساعت اینترنت از صبای کنس برداشتم ! حالا هرچی من قسم و آیه می خورم باور نمی کنه که من حواسم نبود، عربده می شکه و می گه مفت خووووووووووور! یاد اون 1 ساعت که میفتم می سوزم ( البته صبا خیلی التماس کرد من این جا ننویسم که عربده می کشید، هی می گفت دستتو از روی کیبورد بردار ، کیبورد ماله باباست، بابا پولشو داده! اما موفق نشد یعنی نفس خبیث من بهم اجازه نداد که ننویسم.) (صبا جووون حالا ببین می تونی این اینترنت رو به کامم زهر کنی یا نه؟ )

خلاصه این که من و شادی ( از همه مهم تر صبا) خیلی داریم توی این گرونی زجر می کشیم ! هی باید پول خرج کنیم! و اگه بخوام از خساستمون بگم اندازه ی یه شاهنامه می شه!

 

پی نوشت

1) -باشه صبا جون، منو کشتی،آی ملت ، من شوخی کردم ،صبا عربده نمی کشید!!!!!!!

2- داغ دل برادرم با خوندن این پست تازه شده و برام علامیه پخش کرده که شاید توی پست بعدی گذاشتمش.

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 18 تیر‌ماه سال 1386ساعت 09:30 ب.ظ توسط بانوی شرقی| 10 نظر|

Design By : Night Melody