X
تبلیغات
رایتل


























بانوی شرقی

به من چه که در باره آثار تاریخی اصفهان بنویسم  هر کی می خواد در باره اصفهان بدونه که میاد اصفهانو می بینه

بغض و سوزن !!

هر چه سوزن به بغض هایم میزنم نمیترکند !! این روزها سوزنها هم قلابی شده اند ....شایدم بغض ها جان سخت تر !! اشکهایم دیگر شور نیست ؟.....اشکها هم اشک های قدیم !!بوی بهار می اید ....بوی عید !! اما عید هم عید های قدیم !! الان دیگه نه بهار رو دوست دارم نه عید ...دیگه هیچی صفا نداره ....عین ادما که وفا ندارن ...اینروزا ادما فقط شکل ادم هستن !! ...ادما هم ادمای قدیم !! ...دلم تنگ شده براتون ای ادما !! دلم تنگ شده ...........

********

لعنت این دنیا بر این دنیا

گر تولد یا که مرگم دست من می بود

میرفتم ز دنیا , روزگار بهتری را بــازمیگشتم

می رفتم از اینجا , جای دیگر می شدم پیدا

جایی که در آن هیچکس با کار من کاری نداشت

من خودم بودم خودم

می توانستم خودم تعیین کنم راهم برای زندگی کردن

نمی خواهم کسی دیگر مرا گوید:

هی فلانی حق نداری سرنوشتت را خودت تعیین کنی

حق نداری تو برای لذت از این زندگی

هر چه ما گوئیــم.. باید آن کنی

ولی افسـوس ای انسان

یک تولد داری و یک مرگ

اگر بختت کند یاری

به آنجایی که رویای من است آیی

وگرنه جای دیگر.. شاید اینجایی که من هستم .. بیائی

لعنت دنیا براین دنیا

 

 

نوشته شده در دوشنبه 6 فروردین‌ماه سال 1386ساعت 05:21 ب.ظ توسط بانوی شرقی| 1 نظر|

Design By : Night Melody