بانوی شرقی

سلام

من و دوستم یه وبلاگی داشتیم به اسم رنگارنگ وبلاگی که فکر می کردم به بچه هام هم می تونم نشونش بدم   وبلاگی که امروز مرد اونم به خاطر یه شوخی احمقانه  وبلاگی که تازه فقط ۶ ماهش بود یعنی حتی به یک سال هم نکشید الان با خودم می گم شاید وبلاگمونو چشم زده باشن  خلاصه می خوام بگم که شاید با مردن وبلاگ یه دوستی هم از بین رفت اما خاطرش همیشه با من میمونه خاطره ی وبلاگی که حتی گاهی وقت ها تا صبح براش زحمت میکشیدم خاطره ی دوستی که حاضر بودم جونمم براش بدم... فقط همین

نوشته شده در پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1385ساعت 10:34 ب.ظ توسط بانوی شرقی| 10 نظر|

Design By : Night Melody